مدافع دفاع مقدس

روشنگری و مقابله با تحریفات در روایتگری دفاع مقدس

مدافع دفاع مقدس

روشنگری و مقابله با تحریفات در روایتگری دفاع مقدس

مدافع دفاع مقدس

از ایشان نیستی ؛ می گو از ایشان
سلام
مدتی است در فضای نت ؛ازسوی سایتهاییکه در راستای احیای ارزشهای اسلامی و اعتقادی انقلاب فعالیت می نمایند شاهد بروز و ظهور تصاویر و داستانکهایی هستیم که به نوعی به مسئله مظلومیت ؛ اخلاص و ایثارگریهای رزمندگان ؛شهداء؛ آزادگان و خانواده های آنهامی پردازند و به طریقی سعی در معرفی این قشر ناشاخته و مغفول از دیدهء نسل جوان و کسانیکه درک درستی از وقایع دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ندارند؛ نمایند! اما در همین راستا اینگونه فعالیتها از آسیب تحریف و جعل واقعیت در امان نمانده و بعضا شاهدیم که تصویر ؛ فیلم یا داستانکی با موضوعی غیر واقعی ؛ تخیلی و درجهت بازی با احساسات مخاطبین تولید و بازنشر می گردد که علاوه بر دست نیافتنی شدن فرهنگ ایثار ودفاع مقدس؛ چهره ای غیر واقعی از این قشر مظلوم که به تعبیر مقام معظم رهبری قشر مومن به انقلاب می باشند که به هنگام خطر و تهدید نظام به میدان می آیند؛ را به نمایش می گزارد.لذا در این موضوع برآنیم که با استعانت از خداوند متعال و حضور شهداءگرانقدر ؛ این آسیبها را شناسایی و به قشر جویای حقیقت معرفی نماییم تا سره از ناسره مشخص گردد.
تماس بامن : hk43siamak@yahoo.com
هرگونه نشرواقتباس از مطالب این کمترین؛نذر فضای مجازی است وباذکر آدرس و صلوات بر محمد و آل محمد؛بلامانع است.
یاحق

نویسندگان

نقدوبررسی داستان حاج آقابایدبرقصه

يكشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۵ ب.ظ

بسم الله الرحمان الرحیم

 اللَّـهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚلَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ .... 255-البقره

خداست که معبودى جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است؛ نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست. کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟

hk43siamak راهیان نور (فرصتها-تهدیدها)


*سابقه :

چندسالی است داستانی از کرامات شهدای طلائیه ؛تحت عنوان (حاج آقا باید برقصه🏠) که خلاصهء آن روایتی است معجزه گونه مبنی بر اعزام تعدادی دختردانشجوی بدحجاب قرتی به راهیان نور و گذاردن بنای انکارولاابالی گری توسط ایشان که راوی داستان شرطی می بندد و با ریختن آب برتربت مطهر شهیدان واستشمام بوی عطر ازتربت شهدا منجربه متحول شدن دختران دانشجو از این معجزه ورفتن ایشان از دانشگاه به جامعه الزهرای قم میگرددو  ... در فضای مجازی در حال بازنشر است...

*نقدموضوعی :

اما نکات و سئوالات بی چوابی پیرامون این داستان وجود دارد که شدت قداست و حرمت فاعلان این کرامت مانع از توجه و حرات پرداختن به آنها می شود که اجمالا طرح می کنم:

این ماجرا توسط چه کسی دارد نقل می شود؟(مجهول) - از زبان چه کسی(یکی از راویان) بازگویی می شود؟ (مجهول) - در کدام کتاب؛ نشریه؛ سایت یا وبلاگ (منبع اصلی) اولین بار منتشرشده؟(مجهول- دختران دانشجوی کدام دانشگاه از کدام شهر؟(مجهول) - ....

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۵
سیامک پور اسد

*برای لحظهءآخر؛هماره می ترسم ( شعر )

دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ب.ظ

بسم الله الرحمان الرحیم 


hk43siamak بیا و چون شهداء عاقبت بخیرم کن .....

افسران - خنده جاودانه (بیاد شهیدان مظلوم کربلای 4)

کلیک کنیدعملیات کربلای4


مرثیه ای شعرگونه؛بمناسبت تقارن ایام با عملیاتهای کربلای4و5


من ازعقوبت محشرهماره می ترسم
ز بی محلی دلبر هماره می ترسم 

ز هول روز قیامت پناه بر مولا 
جدا ز آل پیمبر(ص) هماره می ترسم 

ز آب سرد جبینم بخوان خدای علی
من از خجالت حیدر هماره می ترسم 

امان ز درد خجالت امان زشرم حضور
ز روی گردی کوثر هماره می ترسم

شنیده ام که تو ای مهربان نسوزانی
۲۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۴
سیامک پور اسد

تو که جان دادن مارا دیدی ( شعر )

يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۳:۴۵ ب.ظ

بسم الله الرحمان الرحیم

hk43siamak  أرضیت عنا یا ابا عبدالله ؟ حسین جان! از ما راضی شدی ؟

به مناسبت تقارن هفتهءبسیج و اربعین حسینی


ای حسین ای غم تو همدم ما ای تو خود شاهد اشک وغم ما
ای به هررنج وغمی محرم ما ای خـــــجل از کرم تو کم ما

تو کریــــمی و تو مولا تو ولی ای جگر گوشة زهـــــرا و علی
دل ما غرق غم توست حسین سرما و قـــــدم توست حسین

کم ما وکرم توست حـــسین قبلة ما حــــرم توست حسین
به صـــفای دل صحرا سوگند به نماز شب زهـــــــرا سوگند
۱۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۵ ، ۱۵:۴۵
سیامک پور اسد

نماهنگ تبارنور

جمعه, ۲ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۵۴ ب.ظ

بسم الله الرحمان الرحیم

 

*نماهنگ تبارنور ( از تجاوز تا دفاع

 

افسران - نماهنگ تبارنور (ویژه هفتهءدفاع مقدس)

۲۳ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۵ ، ۱۳:۵۴
سیامک پور اسد

یاد استاد

يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۲۶ ق.ظ

بسم الله ارحمان الرحیم

یادت نمی کنم ! به همه عمر ؛ زانکه یاد ؛ آنکس کند که دلبرش از یاد می رود...........

بیاد شهید حاج علی محمد خادمی زاده


hk43siamak

سردارشهید حاج علی محمد خادمی زاده ؛ کارشناس ارشد الهیات و معارف اسلامی - فقه ومبانی حقوق اسلامی ازالهیات شهید مطهری ؛ استاد بسیجی دانشگاه شیراز ؛ استاد دروس عقیدتی-سیاسی دانشکده عوم و فنون زرهی نزسا؛ از پاسداران جان برکف 8 سال دفاع مقدس و از اعضای هیئت اندیشه مطهر شیراز  که در تاریخ 2/7/1394 حادثه منا مفقود الاثر  وپس از شناسایی از مکه مکرمه به کشورمنتقل  ودر روز پنجشنبه 17/10/1394 در معیت 3 تن از شهدای مدافع حرم لشکر فاطمیون تشیع گردید و در گلزار شهداء دارالرحمه شیراز در کنار همرزمانش آرام گرفت... 

طوبی لهم و حسن مآب

ای صبا از ما به اسماعیل قربانی بگو
زنده برگشتن ز کوی یار شرط عشق نیست
عاشق دلداده آن باشد که در کوی حبیب
تن به خاک وسربه نیزه سوی دلدارش رود


* مطالب مرتبط :

1- 

2- 

3- 


۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۲۶
سیامک پور اسد

* داستان محسن ( خاطره )

چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۱۷ ق.ظ

بسم الله الرحمان الرحیم



hk43siamak 
*مقدمه

محسن دوست وهمکلاسی صمیمی برادرم سیاوش درهنرستان نمازی (میثم) بود؛ازسال1356 و ابتدای شروع راهپیمائیهای انقلاب علیه طاغوت تا زمان؛پیروزی انقلاب و شروع فعالیتهای جهادی و انقلابی جوانان آنروزه اشامل:کمک به مستضعفین؛ سیمکشی رایگان ساختمانها؛کمک به پلیس راهنمایی درانتظامات ترافیک؛تدریس قران درمنازل و مساجد؛دفاع ازآرمانهای اسلامی درمقابل منافقین و توده ایها و پیکاریها که گاه منجر به درگیری و کتک کاری می شد؛آموزش نظامی بسیج و نهایتا تشکیل گروه مقاومت در هنرستان میثم(نمازی)و...باهم وهمسنگربودند! تااینکه دوران هنرستان تمام شد و برادرم پاییزسال 60 دردانشکده صداوسیما (تهران-عباس آباد) قبول شد و محسن؛ دربیخبری ما بدورازچشم همه راهی دانشگاه جبهه های دفاع مقدس شد.
**************
روز29/4/62 درواحدتعاون سپاه مشغول کار بودم که مسئول واحد برادرامیرفرودی(شهید) اعلام کرد که برای اعزام به جبهه غرب چندنفرداوطلب می خواهیم من بلافاصله اعلام آمادگی کردم و به همراه مرادخانی وجعفری که آنهاهم داوطلب شده بودند؛حکم ماموریت گرفته و پس ازخداحافظی باخانواده راهی پادگان امام حسین(ع)شدیم و آنجابه همراه تعدادحدود10نفردیگراز برادران سایریگانه؛ابایکدستگاه مینی بوس ساعت 4 عصربه مقصدآذربایجان غربی؛ شیراز راترک کردیم؛پس ازطی 2روزراه و عبورواطراق؛ از شهرهای اصفهان؛میمه؛ساوه؛همدان؛زنجان؛تبریزوارومیه سرانجام بعدازظهر31/4/62 به پادگان  (بین نقده و پیرانشهر) محل استقرارتیپ 33المهدی(عج)که البته قسمتی ازپادگان را؛ازارتش به امانت گرفته بودند؛رسیدیم....
۱۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۱۷
سیامک پور اسد