مدافع دفاع مقدس

روشنگری و مقابله با تحریفات در روایتگری دفاع مقدس

مدافع دفاع مقدس

روشنگری و مقابله با تحریفات در روایتگری دفاع مقدس

مدافع دفاع مقدس

سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی...
از ایشان نیستی؛ می گو از ایشان ؛
هدف اصلی ایجاد این وبلاگ، تبیین ؛ روشنگری و مقابله با تحریفات در روایتگری دفاع مقدس مباشد. از مخاطبان محترم تقاضامندم از طریق آدرس 📧 : hk43siamak@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات و پیشنهادات خویش بهره‌ مندنمایند.
هرگونه بازنشرواقتباس از مطالب این وبگاه ؛نذر فضای مجازی است وباذکر آدرس و صلوات؛بلامانع است.
یاحق

نویسندگان

طنز جبهه؛ فکاهی یا هجو ارزشها- دیدگاه

جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۵۵ ق.ظ

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ 

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا

*بررسی داستانهای طنزدفاع مقدس 

(این یک نظریه کاملا شخصی است و نظرات مغایرهم محترم هستند)



مدتی است علاوه بر مواجهه با آثار طنز سینمایی و تلوزیونی دقاع مقدس ؛ با نوع دیگری از آن باعنوان کتابهای طنزجبهه روبرو شده ایم؛ صرف نظر از واکاوی اخلاص و نیت نویسنده گان و ناشران اینگونه آثار که البته تا این لحظه سوءنیتی مشاهده نشده؛ بازخورد اینگونه کتب در ذهن مخاطب نوجوان و جوان امروز از اهمیت بیشتری برخوردار است و به عبارتی کودک و نوجوان امروز ما ؛ اولین شناختی که از حماسه دفاع 8 ساله پیدا می کند با چنین رویکردی است که در قالب فیلم و کتاب و البته سازگار با ذائقه کودک و نوجوان امروز؛ می باشد. اما این شناخت و آشنایی اولیه با این شکل و محتوا ؛ قادر نخواهد بود در آینده بین حماسه واقعی و آنچه که نونهال ما خوانده و دیده ارتباط منطقی و اصولی ایجاد کند.

اینکه در همان سالهای اولیه وقوع جنگ تحمیلی (صدام به نماینده گی استکبارجهانی علیه ایران) از آن به دفاع مقدس تعبیر شد و کماکان موسوم است؛ شباهتهای زیاد این حماسه قرن معاصر با حماسه حسینی در سال 61 هجری بود؛ که تمامی خصوصیات و ویژگی کربلای امام حسین علیه السلام را دارا بود و از اظطرار وحج و عروسی ناتمام گرفته تا هجرت و شهادت و اسارت و جانبازی و اطاعت از ولایت و استقامت و .... همه را درمتن خود دوباره در پیش چشم مردمان این زمان متجلی ساخت. برای کودکانمان علی اصغر و رقیه س ؛ برای نوجوانانمان قاسم بن الحسن وسکینه س؛ برای جوانانمان علی اکبر وا مام سجادع ؛ برای مردانمان امام حسین وعباس ع ؛برای پیرانمان حبیب و بریر و زهیر؛ برای زنانمان زینب و ام کلثوم س عترت خاندان مطهر پیامبر ص و خلاصه از همه قشری الگو در این کاروان عاشورایی اهلبیت ع وجود دارد. حتی جنس و حد و مرز شوخیهایی که اصحاب امام حسین علیه السلام از سرخوشی وصول به مقام شهادت از خود بروز می دادند را مشخص می کندو نه تنها آنرا مذموم نمی داند که بر وجاهتش نیز تاکید دارد. 

بااین مقدمه نسبتا طولانی به مطالعه و بررسی چند داستان طنزجبهه و اینکه واقعا وجود این دسته داستانها تا جه حد ضرورت دارد؟ می پردازیم؛ مستدعی است ابتدا  به مفهوم طنز و فکاهی از دیدگاه حضرت امام خامنه ایی در بالای مقدمه توجه نموده و سپس با این شاخص داستانهای مثال را بررسی کنید:


کلیک کنید

همانطور که ملاحظه می کنید؛ ادبیات و محاورات بکار گرفته شده در این نوع طنز هم از سطح پایین است و هم سعی در برجسته سازی عادات نادرست دارد ؛ و نمی توان به بهانه خنده گرفتن از مخاطب ؛ آنرا توجیه موجه نمود! نمونه دیگری از همین داستان و با کمی تغییر در شخصیتها به نام دوغ صلواتی نوشته شده که توصیه می شود در آدرسهای زیر مطالعه شود : 

*داستان طنز دوغ صلواتی:  

   ویا آدرس: 

    کلیک                         کلیک

*اگنون مثالی دیگر که دارای شاخصه ترویج عادات نادرست است (قلیان کشیدن در جبهه) و به نوعی اشتیاق جوانان ما را به مصرف دخانیات در جبهه را هم مطرح می کند:



و نمونه ای دیگر از این نوع به اصطلاح طنز ؟ که بیشتربه تمسخر و فکاهی شباهت دارد با عنوان شام چرخشی؛که پیشنهادمی شود در آدرس زیر مطالعه نمایید :

*داستان طنزشام چرخشی : 

همجنین در ادامه بررسی داستانهای طنز دفاع مقدس به داستانی برخوردم به نام چرتگه ترکشی؟! که گرته برداری شده و ملهم از ضرب المثل معروف خیاط در کوزه افتاد ؛ می باشد و نویسنده باتطبیق فضای آن باجبهه سعی در داستان سازی کرده ؛ برای توضیح بیشتر و پرهیز از تفصیل ابتدا آدرس داستان طنزچرتکه ترکشی و سپس ضرب المثل قدیمی خیاط در کوزه افتاد را برای مراجعه و مطالعه قرار می دهم ؛لطفا حتما مقایسه کنید:

*داستان طنزجبهه چرتکه ترکشی : 

*ضرب المثل خیاط درکوزه افتاد :     



و بی هیچ توضیح اضافه نمونه ایی دیگر را که بصورت فلش کارت در اردوههای راهیان نور و نمایشکاههای کتاب عرضه می شود و با استقبال هم روبرو شده ؛ ببینیدوبخوانید :



با مطالعه این داستان جز استهزاء و تمسخر حبهه چه چیز دیگری در ذهنتان متبادر می شود؟ رزمنده های 14-16ساله (جغله های جهادی) از نظرسنی چه سنخیتی با بعثیهای عراقی که غالبا درسنین بزرگسالی و با هیکل های تنومند بودند؛ داشتند که توانستند خودشان را عراقی جابزنند؟ رزمنده های ایرانی اینقدر هالو بودند که فرق زبان و لهجه عربی را با فارسی آمیخته با چند حرف ال (الف و لام ) در اول جملات را نمی فهمیدند؟ در آن روزهای سخت و تحریم مهمات و اقلام تدارکاتی جبهه ها ؛ ترویج اینکه برای شوخی های بی معنی اینقدر راحت فشنگ و مهمات گرانبها و ارزشمند را هدر می داده اند چه توجیهی دارد؟ و .... 

در همین خصوص بیاد مقاله ایی از فرزند شهید احمدکشوری افتادم که قسمتی از آنرا به جهت اطلاع از نگرش خانواده شهدا نسبت به این مقوله (طنزواستهزاء) آورده ایم 

                                                     


در پایان متذکر می شوم که در این بررسی و مقایسه طنز دفاع مقدس؟! ما بدنبال اثبات صحت و سقم و سند و مدرک اینگونه داستانها نیستیم ؛ چه بسا محقق شده باشند ؛ درپی نفی وجود و حضور افرادی در هیبت اخراجیها و نوجوانان شوخ و داش مشتیها ولمپنها و... هم نیستیم که در طول 8 سال جنگ و عرض 1300 کیلومترمرز جغرافیایی قطعا مواردی در قالب سرباز؛ کادر؛ نیروی خدماتی و راننده و ... به جبهه اعزام شده اند؛ اما برجسته کردن نقش و حضور ایشان را ضروری نمی دانیم ؛و همچنین هیچگونه اظهار نظری متوجه نویسندگان اینگونه طنزها نیست و صرفا پاسخ به این سئوالات ضرورت پیدا می کند که :

*فلسفه وجودی و چرایی نیاز به طنزدفاع مقدس و اینکه اساسا طنز به این شکل(فکاهی) و دفاع مقدس(عاشورایی) با هم قابل جمع هستند؟

*آیا از نشر و تولید اینگونه آثار نتیجه مطلوب که همانا فرهنگ سازی و شناساندن حماسه راستین و ناب دفاع مقدس به نسل حاضر و نسلهای بعدی است؛ حاصل می شود؟

*آیا صرف پرفروش بودن وپرتیراژ بودن اینگونه آثار که غالبا مصرف کننده گانش افرادی هستند که هیچگونه شناختی از حقیقت و چرایی دفاع مقدس ندارند؛می تواند دلیلی بر وجاهت آن داشته باشد؟

وآخردعواناان الحمدلله رب العالمین

* پی نوشتها و منابع :

1- داستانهای جغله های جبهه : 

2-داستانهای اکبرکاراته و الاغش در جبهه :  

3-کیفیت و کمیت آثارطنز دفاع مقدس: 

4- مصاحبه با نویسندهءطنز اکبرکاراته درجبهه: 

5- انتقادسردارقربانی از اخراجی ها:   

6- مخالفان اخراجی‌ها؛ پرستویی، مجیدی، قالیباف... : 

*واژه نامه :

طنزدرلغت : طنز واژه‌ای عربی است و در لغت به معنای سرزنش، تمسخر، طعنه، تهمت، سخن رمز‌آلود (فرهنگ عمید) افسوس کردن و عیب‌جویی آمده است (فرهنگ دهخدا)

فکاهی درلغت : فکاهی  منسوب به فکاهة. || (اِ) نوشته ها و گفته هایی که سبب خندانیدن دیگران شود. ج ، فکاهیات .(فرهنگ دهخدا)

(صفت نسبی، منسوب به فکاهَة) [عربی:فکاهیّ]دارای حالت خنده یا شوخی، به‌ویژه در مورد گفتار یا نوشتار.(فرهنگ عمید)؛بذله؛لطیفه؛شوخی (المعانی)

هجو در لغت : به معنای عیب کردن و برشمردن عیب و ناسزاگویی آمده است*هجو، کلامی است یورش‌بر و پرده‌در. زشتی‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کند؛ خواه زشتی رفتار و پیکر باشد، خواه کاستی‌های روح. واژگان در هجو برهنه‌انددر این شیوه گفتاری از دشنام سربرنمی‌تابد*از نظر نکوبخت هجو عبارت است از «توصیف ناسزا و مذمت و بد‌گویی از مطلوب و محبوب کسی، برشمردن و بزرگ‌نمایی عیب‌های پیدا و پنهان کسی و نفی مکارم و تحقیر کسی...

هزل در لغت :به معنای بیهودگی و سخن بی‌هوده که خلاف جد است نیز گرفته‌اند. دهخدا می‌‌نویسد:‌«هزل آن است که از لفظ، معنای آن ارائه نشود نه معنای حقیقی و نه مجازی و آن ضد جد است».

ایرج پزشکزاد در این باره می‌نویسد: «هزل با تعریف مذکور، خویشی نزدیکی با IRONY پیدا می‌کند که از جمله ابزار‌های مورد استفاده طنز‌پردازان غربی است (با اندکی تغییر).»

دهخدا ادامه می‌دهد:‌«در اصطلاح اهل ادب، شعری است که در آن کسی را ذم گویند و بدو نسبت‌های ناروا دهند یا سخنی است که در آن مضامین خلاف اخلاق و ادب آید».

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۲۷
س - پور اسد

طنزجبهه

نظرات  (۷)

به نام خداوسلام وخداقوت خدمت شمابرادرگرامی ، مطلب بسیارعالی وانتقادهم بجابود همانطور که رهبری معظم بارهافرمدند درخصوص 8سال دفاع مقدس گفته هاباید مستند واز زبان کسانی باشد که درجبهه ها حضورداشته واحتمالا شواهدی از یاران جبهه ای هم باشد .ممکن است بخاطراینکه افرادمختلف درجبهه می آمدند موارد نادرهم دیده می شد ویااتفاق افتاده باشد ولی دانشگاه جبهه هابه افراددرس می داده است وازشنیده های کسانی که خودبوده اند چقدرموارد بوده که افراد تغییر وتحول پیداکرده وره صدساله رایک شبه پیموده اند .وصدالبته بچه های جبهه درعین معنویت بالا چون روحیه بالائی داشتند وسرخوش جام الهی بودند باهم شوخی هائی هم داشته اند که ازشنیده هابرمی آید بسیارهم دلنشین بوده است . من چون خود یکی ازمسئولین راهیان نور دانش آموزی هستم راویانی رامی شناسم مثل آقای حمید پارسا آقای میرمجیدی و...که خاطراتشون بسیارشنیدنی وهمراه طنزهای جبهه هم هست .
ان شاء الله درانتقال حقایق 8سال دفاع مقدس پیام آورزینبی س باشید ودراین راه موفق باشید .
التماس دعای خیر 
یاعلی 
پاسخ:
سلام و سپاس
حقا که براین کمترین جاماندهء غافل از قافله؛ منت گذاشتید . نظریه کارشناسانه ایی که ابراز داشتید؛درتقویت عزم ادامه راه رفته بسیار موثر و دلگرم کننده است. چنانچه در سایر موارد و مطالب وبگاه مدافع ... از منظر یک فرهنگی و مسئول کاروان راهیان نور نظرات و احیانا اتقاداتی چنین نافذ و راهگشا داشته باشید؛ خالصانه پذیرا می باشم. توفیقات روزافزون شما را از خداوند مسئلت می نمایم 
یاحق
سلام
سپاس از شما جهت دعوت و قابل دانستن نظر خام بنده
لینک مختصر اما محکم و مستندی بود.
به شخصه با طنز دفاع مقدس در سطحی که رواج پیدا کرده اعم از نوشتاری،تصویر و سینما و بعضا روایتی موافق نبوده و نیستم..نمونه ش فیلم اخراجی ها..یادمه زمان اکران این فیلم انتقادیه تندی هم نوشتیم که جز دست پایین گرفتن دفاع مقدس برای نسل جدید (دهه هفتاد به بعد) نداره و مظلومیت و رشادت مردان ایران در این فکاهی های نامعقول مستتر میشه...منتها با برخی از روایت های حقیقی که به جرأت میشه گفت عنوان ماورایی هم بهشون داد یا به اصطلاح خودمون امداد غیبی موافقم چون بسیاری از این روایت ها رو از زبان اشخاص نورد اعتماد همچون پدرم شنیدم و باورشون کردم چون به امداد الهی اعتماد دارم..البته به گفته شما بزرگوار و استناد به حدیثی. فرمودین باید با تکیه بر سندیت این روایات رو پذیرفت..هرچند با این هم موافقم که جدیدا راویان مناطق عملیاتی گاها روایاتی رو نقل میکنند که با عقل سلیم جور نیست...
سخن دراز شد...ببخشید
سپاس فراوان
التماس دعا

پاسخ:
دخترم؛ سلام و سپاس
این وبگاه در واقع حاستگاه و جایگاه نظرات کارشناسانه و خالصانه جوانان مشتاق و عاملی چون شماست و در رد یا قبول فحوای آن؛ محق تراز شماها سراغ ندارم؛ لذا هیچگاه از اظهارنظر پرهیز و پروا نداشته باشید. اما بعد , اینکه در تایید عرایض حقیر قلمی رنجور و خسته کردید؛سپاسگزارم ولی امید ثواب غائی را از بانو حضرت صدیقه طاهره برای شما مسئلت می نمایم. خدا امثال پدرشما را محفوظ و موید بدارد. با داشتن چراغ راهی چون ایشان ؛ امکان خطای محاسباتی و برداشت تحریف شده از وقایع دفاع مقدس قطعا برای شما به صفر می رسد.
 اما کلام آخر با شما جوانان :تاریخ حماسه و شهدایمان را درست بنویسیم ! و نه درشت ؟
ذکر امدادهای غیبی در نزد اهل ایمان قطعا بر ایمان می افزاید؛ اما در نزد سست ایمانان و کافرین جز واکنشهای منفعلانه و لجاجت و عناد محصولی ندارد؛ لذا در محیط عمومی نت با نامحرمان سخن محرمانه گفتن؛ بی ثمراست؛ و بهتر است در نقل اینگونه موارد حانب احتیاط و البته ظرفیت مخاطب را در نظر گرفت؛به قولی معروف: جز راست نبایدگفت؛ هر راست نشاید گفت و یا : هر که را اسرار حق آموختند؛ مهر کردند و لبانش دوختند........... در این باره مطلب بسیار است که به شرط حیات در مقالی مجزا به آن خواهم پرداخت. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
ضمناسایر مطالب این وبگاه می تواند پاسخی به مبحث مورد علاقه شما در خصوص خاطرات جناب #خادم الشهدا باشد. علیکم به مطالعه
حسن عاقبت برایتان آرزومندم
یاحق
سلام
ممنون از توجه و دلسوزی شما
حرف شما کاملا درست و به حق..در روایات دفاع مقدس همیشه سعیم بر این بوده با خواندن کتاب های معتبر اطلاعاتم رو افزایش بدم و گاه ابهامات موجود رو با رجوع به پدرم برطرف کردم..کاملا موافقم و قبول دارم این حرف شما رو که راویان بعد معنوی دفاع رو بزرگ کردند و میکنند و خیلی کم از برنامه های عملیاتی و هوشی که درش به کار رفته حرف زدن..نمونه کتاب هایی همچون مهتاب خیّن و ضربت متقابل فکر میکنم این باب از دفاع رو بیشتر معرفی میکنه که خب کمتر کسی هم سن و هم نسل من شاید خونده باشه
به هرحال دفاعی که توسط شما و پدر و مادرهای ما صورت گرفته دفاعی مقدس بوده و بزرگ و شاید این درشت نمایی  آفت این دفاع باشد 
سپاس از شما بابت نگرانی که همچنان بخاطر نسل من و دفاع مقدس تان دارید..خدا به شما و امثال شما طول عمر باعزت عطا کند
یا علی
پاسخ:
وعلیکم السلام
مجددا مراتب امتنان و سپاس خودرا از این همه حمایت سرکارعالی اعلام می دارم. به کتب بسیار معتبر و مستندی اشاره کردید؛ در تکمیل آن باید نام کتابهای همپای صاعقه؛کالک های خاکی؛حاده های سربی؛تپه جاویدی ورازاشلو؛خاکهای نرم کوشک؛روایت زندگی حسن باقری؛مسیح کردستان و... اضافه کنم که منابعی بسیار غنی در مطالعه حقایق دفاع مقدس می باشد. 
یاحق

با سلام و احترام خدمت سردار بزرگوار و با پوزش بابت دیرکرد وعده که دو روز پیش قرار بود مطلب را بخوانم که متاسفانه فرصت نشد و اینک بعد از این دو روز اولین بار است که پای کامپیوتر نشسته ام.

اما بعد...

مطلب شما منصفانه و به دور از افراط و تفریط سعی در روشنگری  و دعوت کردن به دقت و احتیاط در برخورد با هر موضوع حتی به ظاهر ساده ای  دارد که به حق در این هشدار موفق بوده اید.

در واقع همه می دانیم که در جبهه ها هم انسان هایی با پیشینه ای متفاوت نسبت  به غالب رزمندگان وجود داشته اند که به برکت انقلاب و دفاع مقدس به آگاهی رسیده و مسیری متفاوت از قبل را برگزیدند و حتی به شهادت رسیدند و اصلا هنر جبهه ها هم این است که کارخانه انسان سازی بود.و در این شرایط رفتارهایی  مغایر با حال وهوای معنوی جبهه ها در برخی موارد دور از انتظار نبوده.

اما همه می دانیم که بذله گویی و شوخی متعارف و شاد کردن اطرافیان در اسلام از اعمال پسندیده است ولی باید به این مهم اشاره کنم که شوخی های سخیف و دور از شان انسانی و گاه توهین آمیز نه تنها پسندیده نیست که قابل سرزنش و تقبیح است. از دیگر سو می دانیم که فرد وقتی در یک فرهنگ غنی غالب قرار می گیرد به خواسته روح خود ف در آن فرهنگ حل می شود و معمولا رفتاری خلاف منش آن رسوم از او را بعید می شمریم این حتی به فرهنگ قراردادی بین انسان ها مثلا در یک قوم هم مربوط می شود یعنی غالب افراد فلان قبیله آن فرهنگ را پذیرفته و مطابق تعاریف آن رفتنار می کنند و آنها که خلاف منش فرهنگ هستند اندک اند این ماجرا زمانی که به موضوعی عظیم و فرهنگی غنی و متناسب با ساختار روحی انسان می رسد که جبهه ها نمود بارز 

آن بوده اند اهمیت دو چندان می یابد و افراد را با ارزش های خود هماهنگ بار می آورد.حتی اگر فرض بگیریم کسی ذاتا انسانی است که مثلا شوخی های سخیف می کند یا حرف های رکیک می زند خوب این فرد اگر دارای شعور و عقل سلیم انسانی باشد ، وقتی در یک جمع مثلا یک مهمانی که افرادی کمی غریبه تر از دوستان صمیمی اش حضور دارند رفتار خود را کنترل کرده و متناسب با شان و شخصیت افراد  حاضر در جمع رفتار می نماید.حال فردی که در یک مهمانی کوچک چنین مواردی را لحاظ می کند چطور ممکن است در جامعه ای مثل میدان نبرد و با آن شرایط معنوی و روحانی حاکم بر آن و همین طور همنشینی با انسان هایی که بعضی مراتب ایمان را طی کرده اند ، فردی چنین نابخردانه رفتار کند؟!

البته که شوخی ها و بذله گویی های شیرین و بدون تضییع جایگاه شان انسانی و حتی شوخی های (به اصطلاح خشن و پسرانه) بر اساس مستندات رزمندگانی که در خازراتشان شنیده ایم وجود داشته و اتفاقا همان طور که گفتم نیاز روحی انسان و مورد تایید اسلام بوده و باعث کاهش اضطراب  و  فشار جسمی وروحی در جبهه ها بوده (اضطراب نه به معنای ترس از دشمن ، بلکه فشار شرایط سخت منظورم است ) و با توجه به اینکه قطعا همه افراد حاضر در جبهه ها از نظر ایمان و توان روحی در یک مرتبه قرار نداشته اند و این شوخی های متناسب با زمان ، آرامش بخش نیز بوده و لازم نیز بوده است.

و باز با نگاهی به ان زمان (من که بچه بودم اما شنیده ام) نمی توان منکر بعضی موارد نامطلوب در گوشه کنار جبهه ها شد مثلا شما قلیان را مثال زدید نمی دانم اما در مورد سیگار می دانم که در جبهه ها افرادی بودند که  کماکان سیگاری بوده و استفاده می کردند خوب این یک مکروه دینی است اما استفاده از آن در برخی افراد در جبهه ها وجود داشته.و با این تفاسیر ممکن است در گوشه و کنار افرادی پیدا می شده اند که شوخی هایی دور از انتظار انجام دهند و شاید هم نه.

اما به نظرم این دلیل بر این نخواهد شد که ما بخواهیم آنقدر این افراد را به اصطلاح(گل درشت ) نشان دهیم که کل فرهنگ اصلی حاکم بر جبهه به حاشیه رانده شود.به قول شما وجود یا عدم وجود این قبیل شوخی ها موضوع بحث نیست مسئله این است که دفاع مقدس اینقدر ناگفته ها دارد که می توان با قلمی زیبا و گفتاری دلنشین بیان کرد که بارها و بارها افراد را شیفته و مسحور خود کند فقط زبان شیوا و هنرمندانه می خواهد .نمونه هایی از این قبیل بیان را در سال های دور در فیلم های حاتمی کیا شاهد بودیم که در هر سن و سالی ناخودآگاه و با هر عقیده ای می نشیند و می بیند و می شنود.اما مثلا سریال هایی از دفاع مقدس داشته ایم که حتی آشنایان و عاشقان فرهنگ دفاع مقدس نیز رغبتی به آن نشان نداده اند.

گفتن و نوشتن از شوخی های جاری جبهه ها (که با توضیحات بالا قطعا از نوع انسانی و فرح بخش است) نه تنها محل اشکال نیست که در کنار بیان سختی ها و مرارت های جنگ ، روایت را خواستنی تر و رزمندگان را دستیافتنی تر و شیبیه تر به افراد جامعه به تصویر خواهد کشید که به واقع نیز چنین است و جوان و نوجوان ما را که آن دوران ر درک نکرده تشویق خواهد نمود که پس من هم اگر بخواهم می توانم روزی به جایگاه ایمانی او برسم و مگر نه این است که رزمندگان ما حتی بعضی ها تک ستاره های پر نور تر از سایرین شدند بعضی ها قبل از انقلاب زندگی بسیار عادی داشته اند؟

به نظرم این بد نیست اما حتما و قطعا در حاشیه  اهداف اصلی و در حاشیه بیان حقایق بی نظیر آن دوران.ولی با رواج ادبیات سخیفی که به نام جنگ و به صورت داستانک یا خاطره (درست یا غلط با واژگانی که کمتر در دایره لغت  تفکر حاکم بر جبهه ها می گنجد) و اولویت اول و توجه اصلی را به آن معطوف می کند (بر فرض وجود این شرایط و حقیقت بودن آن) به دلیل اینکه بسیار کم بوده نسبت به کلیت ماجرا و بزرگ کردن آن مخالفم.مثل این می ماند که شما در یک کلاس بیست نفره  هجده نفر معدل بالای 19 دارید و دو نفر مثلا 13 .خوب وقتی شما کلیت را می بینید قطعا به چنین معلمی و چنین (جامعه=کلاس) ای نمره عالی می دهید و نمره آن دو نفر را ناشی از کوتاهی یا مشکل خانواده یا ذهنی فرد می دانید اما اگر بیاییم و دست بگذاریم روی همان دو نمره و هی آنها را نمایش دهیم ، خوب در دید ناظران ، قضاوتی کاملا مغایر با حقیقت ایجاد خواهد شد و معلم و کلاس را محل اشکل خواهند دانست .بنابراین این موضوع اهیت خاصی پیدا می کند که خدای ناکرده با کوتاهی و سهل انگاری و اقبال مقطعی ، دفاع مقدس به آنها که آنم روزگاران را ندیده اند، غلط معرفی نشود که اینکار مانند این است که به جای اینکه گرای دشمن را به خودی ها بدهیم گرای خود را به دشمن دهیم!

سپاس از مطلب آگاهی بخشتان سردار و التماس دعا
پاسخ:
علیکم السلام 
بسیار سپاسگزارم از امعان نظر مفصل و تکمله ایی که بر این وجیزه نهادید. انصافا حق مطلب را ادا کردید. جز تشکر و عرض ادب و ارادت ؛ پاسخی در خور این همه بذل توجه و احساس مسئولیت ؛ نمی شناسم.
جزائکم الله خیرا
یاحق
۲۳ دی ۹۴ ، ۲۳:۰۴ نشسته خنده
خییلی با حال بودن 
حالا اینا واقعیت داشتن (البته مطمعنن با اندکی تصرف)یا ساخته ی ذهنن؟
پاسخ:
سلام و سپاس از بازدیدتان
چنانچه متن و آدرسهایی که در زیر تصاویر و انتهای مطلب به عنوان منابع و پی نوشت آمده را مجددا مطالعه نمایید. پاسخ را دریافت خواهید کرد. خلاصه اینکه اکثرا غیر واقعی و اغراق آمیز است و برخی هم از طنزهای قدیمی موجود در متون فارسی اقتباس شده که به همین دلیل می تواند تخیلی باشد.
باتشکر از شما دوست عزیز

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی