مدافع دفاع مقدس

روشنگری و مقابله با تحریفات در روایتگری دفاع مقدس

مدافع دفاع مقدس

روشنگری و مقابله با تحریفات در روایتگری دفاع مقدس

مدافع دفاع مقدس

سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی...
از ایشان نیستی؛ می گو از ایشان ؛
هدف اصلی ایجاد این وبلاگ، تبیین ؛ روشنگری و مقابله با تحریفات در روایتگری دفاع مقدس مباشد. از مخاطبان محترم تقاضامندم از طریق آدرس 📧 : hk43siamak@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات و پیشنهادات خویش بهره‌ مندنمایند.
هرگونه بازنشرواقتباس از مطالب این وبگاه ؛نذر فضای مجازی است وباذکر آدرس و صلوات؛بلامانع است.
یاحق

نویسندگان

* نقد داستانک پیرمرد نجار اصفهانی

پنجشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ۰۵:۵۸ ب.ظ
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ
یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ اَیُّهَا المُجتَبی
* نقدوبررسی یک داستانک جعلی :(پیرمرد نجار اصفهانی)  


باسلام و احترام و عرض پوزش بخاطر تصدی اوقات شریف همسنگران و محبان الشهداء؛ امابعد؟
هیچ با خوداندیشیده ایدکه اینگونه داستانکهای رقت انگیز که مستقیما احساسات مخاطب را نشانه گرفته واز مداقه عقلی ومنطقی درشنونده یاخواننده پرهیز دارد! اولا هیچگاه آدرس و منبع موثقی نداردوهمیشه به مدد کپی پیست یاهمان بازنشر متواتر خودمان؛ به کرار زاد و ولد میکند؛ودرثانی اصولا صحت ندارد چون امکان وقوع آن بدین شکل روایت شده ؟وجود ندارد!چطور؟ یکبار دیگر داستانک را بخوانیدوبامن همراه شوید؛من کی هستم؟سئوال خوبی است هرچندکه در عالم مجازی قابل اثبات نیست و من هرکسی میتوانم باشم! اما این کمترین مدتی کوتاه این افتخار را داشتم که در زمان دفاع مقدس 8 ساله؛در واحد تعاون شهرشیرازوقسمت تعاون رزمی تی33 المهدی عج به وظیفه پرمسئولیت تخلیه شهداء درعملیات رزمی از خط مقدم تامعراج شهداء نایل شوم(طوبی لهم و هنی عن لک)؛روش ماکه البته روش جاری ومرسوم اینکار است؛این بودکه در حین عملیات و اکثرا پس از عملیات با اکیپهای چند نفره و تویوتاوانت و برانکار به منطقه درگیری عزیمت کرده و ضمن جستجوی خاکریز به خاکریز؛سنگربه سنگر؛شیاربه شیاروکانال به کانال ضمن جمع آوری پیکرها و حمل باوانت به اولین ایستگاه تخلیه که در ابتدای عقبه خط مقدم بصورت سیارمستقربود؛پس از تخلیه از وانت ؛ توسط آمارگیران تعاون درلیست مخصوصی؛ثبت پلاک و مشخصات اولیه و یگان خدمتی و هرچه در آن لحظه امکان بررسی داشت انجام میگرفت ...


و پس از تخلیه محتویات جیبها وقرار دادن در نایلون و برداشتن مهمات و تجهیزات احتمالی همراه شهید؛این پیکرها را ابتدابا گلاب تغسیل مختصری میکردیم وسپس در پارچه سفیدمی پیچیدیم و پس از آن یک لایه پلاستیک ضخیم دورپیکر می کشیدیم و ضمن درج مشخصات اولیه بروی پارجه سفیدوهمراه پیکرشهید؛ایشان را در کانکس سردخانه دار مستقر در ایستگاه تخلیه مقدماتی قرار داده و پس از پایان روز ؛کانکس به ایستگاه دوم در معراج نزدیک ترین شهر به پشت خط منتقل و در سردخانه یا کانکس دیگری نگهداری شده و پس از بازبینی هویت به معراج شهر موطن شهید با هواپیمایا کانکس تریلر و یا آمبولانس انتقال داده شده وسپس تشییع می گردیدند.(خوشابحالشان). اما اینکه فضا را اینجوری ترسیم کنیم که شهداء را می آوردند و بصورت روباز و بدون کفن و لایه محافظ پلاستیک و بدون نگهداری در سردخانه رها می کردند و هر کسی هم وقت استراحتش می توانسته مثل فضای باز برود و میان آنها قدم بزند و چهره های مطهرشان را ببیند و بشناسد و باریکلا!! بگوید؟عملا امکان پذیر نیست!چرا؟ چونکه جای تابوت سازی برای شهداءدر ایستگاه تخلیه اول که شهداءرا برفرض صحت داستان در کنار هم و با روی باز قرار می دهند؛نیست؛ و آنجاکماکان در دید و تیر توپخانه و هواپیمای دشمن قرار دارد و بعد از آنهم با توجه به وضعیت جوی منطقه(گرماوسرما) و سرعت تخریب بافتهای بدن شهداءو امکان تعفن و تورم ؛ سریعا به سردخانه منتقل و برای حفظ حرمت و احترام ایشان صورتهای این عزیزان تازمان روئیت برای خانواده در معراج شهر مقصد؛بسته و پوشیده می ماند!.....


...ضمن اینکه در بعضی عملیاتها که شدت آتش زیادبودو امکان تخلیه بموقع شهداء نبود؛مابا پیکرهای متورم و سیاه شده و بعضا بو گرفته و متلاشی مواجه می شدیم که از همان ابتدابصورت گفته شده؛پیچیده می شد ودر سردخانه نگهداری می شدندو اصلا امکان نگهداری در بیرون و فضای باز و جایی که این پیرمرد داستان بتواند موقع استراحت برودآنجا قدم بزند؟در هیچکدام از فرضیات میسر نیست. اینکه اینجور وانمود کنیم که آنقدر شهید بوده که در معراج کنار هم بصورت قابل رویت چیده می شدند؛نوعی اهانت به عزیزان متصدی حمل و تخلیه شهداست و بنوعی مقام خود شهید را هم در معراج مورد وهن قرار می دهد؛ که عوامل آنجا بی تفاوت شهدا را رها می کردندوسط راه تا هرکسی راحت میان آنها قدم بزند؟جای بسی تاسف است. دیگر اینکه معمولا در این اماکن مخصوص تخلیه شهداءنیروی کافی برای هرگونه اقدام جهت تشییع بموقع این عزیزان موجود بوده و زمان زیادی؛ شهدای تخلیه شده در معراجهای نظیر اهواز و شهرهای دیگر معطل نمی ماندند و دست تنهایی پیرمر قصه هم از آن تهمتهای غیر قابل بخشش است که فقط بایستی خود خدا و شهداءعزیز حقشان را به سرایندگان اینگونه داستانها حلال نمایند. پس با مطالعه چندباره داستانک تخیلی؟که هیچ ضرورتی هم برای ابداع و باز نشر آن احساس نمیگردد؛مشخص میگرددکه:
1- دست تنها بودن پیرمرد تابوت سازبدلیل کمبود نیرو در معراج شهداءکذب است. 
2-شهدایی را که هروز میاوردند ؛ با کانکس سردخانه دار و بصورت کفن پوش وروکش پلاستیک پیچیده شده ! میاوردند وامکان چیدن وسط راه و قدم زدن لابلای ! آنها وجود نداشته است.
3-امکان جلب نظر پیرمرد به شهدا در شرایط گفته شده داستان وجود نداشته و بایستی حتما در سردخانه قدم می زده و روی شهدا را باز می کرده تا بتواند پسرش را شناسایی کند.
و قس علی هذا ؛ رد یا قبول این ادله به میزان تعقل و غلبه بر احساسات مخاطب باز می گرددو نگارنده هیچ اصراری بر پذیرش نداردولی چنانچه به وثوق چنین داستانهای احساسی و کذبی باوردارید؟از الان جوابی برای صاحبان حقی که اینگونه حقوقشان پایمال می شود(شهداء) داشته باشید. 
 (بنیاد حفظ آثار باید قانونی مصوب کند که هر کسی نتواند تحریفی داخل دفاع مقدس بیاورد. دفاع مقدس اصالت ماست.اعتبار ماست و غرور ملی و مذهبی ماست. اما دفاع مقدس دست اهلش نیست. اهل دفاع مقدس بودن به این نیست که حتما جبهه بوده باشند بلکه درک دفاع مقدس داشته باشد.ابوالفضل سپهر جبهه نبوده اما 65 هزار بیت شعر دارد که درباره شهدای گمنام، جانبازان، مادران و فرزندان شهداست.  {دکترعلی ثابت رزمنده دفاع مقدس و استاد درس تاریخ}
درخاتمه ذکر این نکته ضروری است که :حماسه دفاع 8 ساله آنقدر غنی از ایثارگری و رشادت رزمندگان شهدا و آزادگان و خانواده های ایشان می باشد که نیاز به هیچگونه داستان سازی و پیرایه بستن به این حماسه که از عمرش کمی بیش از 26 سال میگذرد؛به سبک مداح نمایانی که برای اشک گرفتن از اهالی هیئت ! هرگونه دروغی را به حضرت سیدالشهداءعلیه السلام نسبت میدهند(تاجایی که صدای رهبری عزیز را به اعتراض بلند می کنند) ؛ندارد و اگر بخواهیم با این روشها نسل ماضی را به جوانهای امروز و فردا بشناسانیم ذهن پرسشگر ایشان اگر به سئوالاتی این چنین معطوف شد ! آنوقت اصلاح این خبط و خطای به ظاهر ساده ؛دیگر به این آسانی میسور نیست؛ ضمن اینکه این کمترین به عنوان جامانده و بازمانده نسلی که برخی به ظاهر محبان شهداء با افتخار به آنها ؛از این داستانها حمایت می کنندوآنهارا نشر می دهند ؛ این حق را برای خود و همرزمانم که امروز در پیچ و خم مسائل روزمره و سایه غفلت مسئولین؛به فراموشی سپرده شده اند؛محفوظ می دانم که از حقیقت موضوع دفاع کنم و هرگونه پیرایه و تحریفی را برنتابم.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
*- نمونه آدرس لینکهایی که این داستانهای جعلی را بازنشر نموده اند :
لینک آدرس 1:  http://www.afsaran.ir/link/866924#LinkComment_2454536
لینک آدرس 2:  http://www.afsaran.ir/link/809634

نظرات  (۳)

۲۲ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۱۲ حسین کرامت
سلام . مطلب ارزنده ای ایست . وواقیت هم همین است که دفاع مقدس تمام عزت وافتخار واقتدار ماست . شهدا عنایت داشتند ودر دفاع مقدس در کنار خادمین شهدا وستاد معراح شهدا(سپنتای اهواز ) پیکر مطهرشان را جابجا میکردیم . به امید خدا در فرصت مناسب نحوه انتقال شهدا از محل عروج تا رسیدن به منزلگاه ابدی تقدیم خواهم کرد . مأجور باشید .
پاسخ:
و علیکم السلام و رحمت الله و برکاته
سپاس از امعان نظر و تاییدی که نسبت به موضوع داشتید. بی صبرانه منتظر ارسال روایت شما از نحوه انتقال شهدا از محل عروج تا رسیدن به منزلگاه ابدی ؛ می مانم . چنانچه صلاح دانستید به ایمیل اینجانب ارسال نموده و یا به نحو مقتضی این کمترین را هم در حریان قرار دهید.
اجر شما با شهداء و خدای شهداء
باتشکر

سلام .انچه خدمت شما برادر بزرگوار عرض میکنم خدا ی نخواسته نفی روایت های دیگران نیسنت .اما بعد:

1- در جریان عملیات پیکر مطهر شهدا توسط نیروهائی که بعدا" به تعاون نامگذاری شدند به پشت خط منتقل میشد .میدانید که هر یگان عمل کننده این واحد را داشت ومسئولیت نیروهای خودشان را داشتند ودر این کار سعی میشد بخاطر جلوگیری از ناشناس ماندن شهدا (بهر دلیل) هر واحد شهدای خودش را آماده انتقال, و تحویل معرا ج شهدا میشد ( در خوزستان محلی به نام سپنتا بود ) مسئولین معراج که متشکل از یک ستاد قوی وکار بلد بودند تا تمام مراحل قانونی یک شهید را انجام نمی دادند پیکر را به زادگاهش انتقال نمیدادند . بعد از انتقال نیز در شهرستان مقصد یک ستادی به نام(ستاد مراسم شهدا) که اعضایش از سپاه ، ارتش ( در صورت وجود قرارگاه ارتش در آن شهرستان) ژاندارمری ، شهربانی، فرمانداری بودند به مسئولیت بنیاد شهید وجود داشت که پس از تحویل پیکر موظف بودند که هویت شهید را تأیید کنند .وبدون هر گونه اطلاع رسانی از طریق عکسی که از محل اعزام تهیه میشد واگر نبود بصورت غیر محسوس از طریق دوستان ونز دیکان ،شناسائی صورت میگرفت واگر کوچکترین شبهه ای پیش میآمد بادریافت اطلاعات تکمیلی از  یگان مربوطه ، معراج فرستنده پیکر ، و... پس از تأیید ،اماده میشدند تا به خانواده اطلاع رسانی کنند .واین مأموریت بسیار سنگینی بود ( به زبان ساده ست ومیگویند کاری نداشت .خبر پخش میشد ) وحتی در همین اطلاع رسانی هم تمام جهات از موقعیت خانواده، تا نوع نگاه نزدیکان به این مقوله ، پیش بینی بروز اتفاقات غیر منتظره و.... مد نظر قرار میگرفت .تازه بعد از این همه تازه مقدمات تشیع ، محل دفن، تأمین امکانات مراسم (چون میدانید مناطقی مانند خوزستان - ایلام . لرستان -..... بعلت بافت فرهنگی مراسم سوگواریشان محدود به یک نشست وبر خاست در مسجد نمی شود ) خود قصه دیگری بود که باید انجام میشد . اتفاق می افتاد که شهید شهرستانی دیگر به علت هم نام بودن وشباهت به شهرستان دیگری اعزام میشد . میتوان درک کرد که ستاد های مراسم شهدا در شهرستان ها چه مسئولیت سنگینی داشتند . 

خاطره ای از آن همه بگویم :شهید گرانقدری را تحویل گرفتیم .هویتش تأیید شد . اما از محل زندگی خانواده اطلاعی در دسترس نبود .آدرس همراه پیکر وپرونده اعزام مربوط به مکانی در محدوده منطقه عملیاتی وخالی از سکنه بود. تنها راهنما ،نام خانوادگی شهید  ،که معرف یک طایفه بود  مارا به تکاپو انداخت . به روستاهائی که همنام  این نام خانوادگی بودند رفتیم .جوابها منفی بود ونه او ونه خانواده اش رانمیشناختند خلاصه سه شبانه روز بدون وقفه پیگیری شد ودر این سه روز دوشهید عزیز نیز تشیع شدند تا اینکه به شخصی برخورد کردیم واو هم مشخصات ومحل زندکی خانواده اش را در اختیارمان قرار داد . محل زندگیشان در روستائی در هشت کیلومتری سوسنگرد بود وما در اردوگاه های مهاجرین شوشتر ورامهرمز و دزفول و.. بدنبلشان بود یم. با خانواده ای بسیار متدین روبرو شدیم .پدر شهید ،پیکر را غسل داد ونمازش را هم او بجا آورد . این گوشه ای از اقداماتی بود که در آن موقعیت شلوغ وپر دردسر باحوصله در ارتباط با پیکر یک شهید انجام میشد .حالا در نظر بیاورید مثلا"تشیع به یکباره 270 پیکر مطهر در اصفهان ، یا 175 شهید در سوسنگرد بعد از بمباران چقدر دقت وحوصله می طلبید . خدارا شکر که عنایت شهدا باعث تسهیل امور میشد .باور کنید .به اسم جلاله قسم میخورم دوستانی که این مهم را انجام میدادند از ستاد معراج تا ستاد شهرستان برای یک لجظه هم خم به ابرو نمی آوردند وهمه را لطف خدا درحق خود وخانواده شان میدانستند . 

 

2- اما عزیزان رزمنده ای که در جبهه بجز روزهای عملیات به شهادت میرسیدند. اینجوری نبود که هر پیکری که به نام شهید تحویل ستاد در بیمارستان میشد با یک نام وآدرس وعنوان یگان  محل خدمت به معراج شهدا انتقال داده شود . بهمراه پیکر حتما" باید صورت وضعیتی که گویای نوع ترکش ویا گلوله ومحل دقیق وعلت شهادت شهید بود تحویل میشد واگر غیر از این بود از آورنده مدرکی گرفته ، وپیکر به امانت تحویل سردخانه بیمارستان میشد .وحتی نظر کارشناس اسلحه که از برادران ارتش بود نیز مد نظر قرار میگرفت . واین کارشناس میتوانست نوع ترکش یا گلوله را تشخیص دهد .در ثانی این چه حرفی است که شهدا را مثلا" بگونه ای میگذاشتند که... مگر نمایشگاه بود . در ستاد معراج سپنتا بجز نیروهائی که باید شهید را تحویل میگرفتند هیچ کس اجازه ورود نداشت . وشهید پس از تحویل وکفن پوش شدن وپیچیدن در پلاستیک در تابوت قرار می گرفت وسریع به سر دخانه منتقل میشد . موارد اشاره شده ارزنده شما در مطلب پیر مرد نجار بسار بجاست .اما در آخر میگویم بگذار در رویاهاشان هزاران پیرمر نجار بسازند .بالاخره بزرگواری بنام پورراسد احساس مسئولیت میکند که در مقابل این حرف های بیهوده قد علم کند . خیلی گذرا وکوتاه (هرچند طولانی شد) اشاره ای بود به این مقوله مهم که تقدیم شد . راهی پراز ستاره برایت آرزو میکنم.

پاسخ:
علیکم السلام
سرورگرامی و اخ الشهید؛ جناب عبدالحسین کرامت ؛ نظریه مبسوط حضرتعالی درموردنحوه انتقال شهدا از محل عروج تا رسیدن به منزلگاه ابدی؛ که در واقع مکمل مطالب ارائه شده پیرامون داستانک پیرمرد نجار.... می باشد؛ را خواندم و استفاده معنوی بسیار بردم؛ از اینکه با احساس مسئولیت و پشتکار و جدیت به نگارش این خاطره ارزشمند و معنوی مبادرت کرده و ضمن آن توضیحات کارشناسانه و مستدلی ارائه فرمودید؛ مخلصانه از شما تشکر و قدردانی می نمایم .روح همه شهیدان اسلام و خصوصا برادر شهیدتان از اعمال ما شاد. ان شاءالله
جزائکم الله خیر
ممنون

یک مساله ای که این روزها درباره شهدای گم نام زیاد ذهنم را درگیر کرده استفاده تبلیغاتی است که متاسفانه صورت می پذیرد
پاسخ:
سلام و تشکر از التفات شما به این موضوع....بله متاسفانه استفاده ابزاری و تبلیغی از شهیدان و دفاع مقدس مدتی است که مباح شده و کسی هم به عواقب آن توجه ندارد....یاحق

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی